غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

617

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

صورت كدورت مولانا معروف بر لوح خاطر ميرزا بايسنقر نقش بست و در اين وقت كه آن جناب بدوستى احمد لر متهم گشت او را حكم قتل فرمود و چند نوبت مولانا را بپاى دار آوردند و آخر الامر در چاه قلعهء اختيار الدين محبوس كردند اين مطلع از جمله منظومات اوست كه بيت ز ترك چشم تو هرتير غمزه كآمد راست * درون سينه نشست آنچنانكه دل مىخواست اما خواجه عضد الدين كه دخترزاده مولانا فضل اللّه استرآبادى بود و جمعى ديگر از موافقان احمد لر مقتول بلكه محروق شدند و در آن اثنا بعرض ميرزا بايسنقر رسيد كه احمد لر كاهى بملازمت حضرت نقابت منقبت سيادت مراتبت معارف شعار هدايت آثار امير سيد قاسم انوار قدس اللّه سره العزيز ميرفته حكم فرمود كه آنحضرت ديگر در خراسان نباشد و امير قاسم عازم ماوراء النهر گشته غزلى گفت كه مطلعش اينست بيت نميدانم چه افتاد است قسمت از قدر ما را * كزين درگاه ميرانند دايم در بدر ما را و چون حضرت سيادت پناهى قرين تائيدات آلهى ببلدهء سمرقند رسيد ميرزا الغ بيك كوركان مقدم شريفش را مغتنم دانسته لوازم تعظيم و تبجيل بتقديم رسانيد و التوفيق من اللّه الكريم المجيد . گفتار در بيان رفتن موكب همايون خاقانى بدار الملك سمرقند و مراجعت فرمودن در ضمان حمايت حضرت خداوند چون بخلاف دستور معهود در جنگ براق اغلان سپاه نصرت‌نشان ميرزا الغ بيك گوركان را شكستى روى نمود درين فرصت كه ذات فرخنده صفحات خاقانى از زخمى كه احمد لر زده بود صحت يافت جهة تدارك آن اختلال بجانب سمرقند نهضت فرمود و غره شعبان سنه ثلثين و ثمانمائه از دار السلطنه هراة در حركت آمده چون قبة الاسلام بلخ مضرب سرادقات سلطنت گشت ميرزا بايسنقر كه تا آنجا اقبال‌آسا ملازم موكب همايون بود بموجب التماس ميرزا الغ بيك و فرمان خاقان عالى مكان بصوب بلده فاخره هراة مراجعت فرمود و در شب پانزدهم ماه مبارك رمضان خواجه جلال الدين قنبر كه يكى را در اردوى شاه‌زاده بقتل رسانيدند و قاتل معلوم نشد و ميرزا بايسنقر بعد از قطع منازل و طى مراحل بيست و يكم ماه مذكور در مستقر عزت نزول اجلال فرمود و خاقان ستوده خصال بعد از رخصت ميرزا بايسنقر از آب آمويه عبور كرده اكابر و اشراف سمرقند بلوازم استقبال استعجال نمودند و آنحضرت چون بدار بلدهء جنت صفت رسيد از كيفيت محاربهء براق تفتيش فرمود و زمرهء از امرا و سرهنگان را چوب يا ساق زده ميرزا الغ بيك چند روز از درجهء اعتبار و اختيار افتاد اما آخر الامر عرق ابوت در حركت آمده نوبت ديگر شاهزاده بعواطف خاقانى و ايالت دار الملك صاحبقرانى مفتخر و مباهى گشت و براق از وصول خاقان آفاق بسمرقند خبر يافته دل از حكومت سغناق برگرفت و فرار بر قرار اختيار كرده آتش فتنهء او در ديار تركستان صفت انطفا پذيرفت و پس از آنكه خاطر